شیخ یحیی انصاری

  • ۱۳۹۶/۱۲/۰۶

  • 981 بازدید

  • بدون دیدگاه

آیت االه شیخ یحیی انصاری شیرازی، از حکمای سنتی ایران بود. او از علامه طباطبایی بهره ها برده بود.

تخصصش عمدتا در فلسفه حکیم سبزواری بود. بیش از سه دهه به تدریس منظومه اشتغال داشت و گروهی از فلسفه خوانان در نزد او تعلیم دیده اند. شرح او منظومه در سالهای پایانی حیاتش منتشر شد و موجب اقبال به او شد.

او در نزد خواص جایگاهی خاص داشت اما عوام او را نمی شناختند. از سر اخلاص گاهی ردس اخلاق می گفت که مورد اقبال و استقبال طلبه های جوان قرار می گرفت.

 

از شمس مقالات

«شیخ یحیای انصاری شیرازی به رموز و دقایق کلمات حاجی سبزواری اشراف داشت. من مدتی شاگردی‌اش را کردم. آن ایام موافق نبود. آزردگی داشت اما تسلیم بود. تسلیمش خوب بود. گاهی که شداید شدید می‌شد، رشته‌های تسلیمش با گلایه مخلوط می‌شد، البته نه سبک عوام که به سبک خودش. البته بعد از فوتش از او یک انقلابی درجه یک ساختند و تحویل دادند!

البته زمینه این کار در دو سال پایانی حیاتش ایجاد شده بود. انصاف نبود مردی چون او به آن شکل مصادره شود ولی شد. همچنانکه شهریار قبضه شده بود. نهایت سیاست در ایران همین است: اراده برای خرید فلان شاعر با مقداری بیت‌المال و اراده برای  حیازت یک عالم سلیم‌النفس با مقداری محبت و شاید هم بیت‌المال. تردید دارم.

اما در این تردید ندارم که شیخ محتاج شده بود. داخله‌اش احتیاج را پررنگ کرد. محتاج محبت بودن مادر احتیاج‌هاست و بدترین نوع احتیاج.

خلاصه شد آنچه نباید می‌شد و عالمی که عمری برکنار زیسته بود، به نام سیاست مصادره شد. این مصادره شدن پیش از ارتحال او بود و حاصلش هم این شد که چند روزی تحویلش گرفتند و «شیخ‌الاشراق قم» لقبش دادند. چه بازی‌هایی که ندارد سیاست. دخول سیاست در فضیلت، سیاست را منزه و متنزه می‌کند ولی فضیلت را بی‌خانمان می‌کند. خدا نکند در این میانه فقر و احتیاج هم باشد. راست گفته است مولانا:

آنچه شیران را کند روبه مزاج،

احتیاج است احتیاج است احتیاج

 

از دفتر ملاقات

نخستین ملاقاتم با آن عالم رحیل را در دفتر ملاقات درج کرده ام. شاید روزی موفق به انتشار شوم.

ارسال دیدگاه

دیدگاه‌ها


شما اولین دیدگاه را برای ما ارسال کنید. حتما خوشحال خواهیم شد.