تصورها با ما چه می کنند؟

  • ۱۳۹۶/۱۵/۰۶

  • 321 بازدید

  • بدون دیدگاه

 

برای اینکه تصویری از کاری که تصورها با ما چه می کنند داشته باشیم، باید رگباری از آتش را تصور کنیم زمانی که به روی یک انسان گشوده می شود.

رگبار انسان را سوراخ سوراخ می کند، در صورتی که دستی روی ماشه آن برود و آن را برای لحظاتی کوتاه بچکاند.تصورات نیز چنین حالتی دارند.

هر تصوری که وارد مغز می شود و در ذهن جا خوش می کند، درست مثل رگباری است که به روی اعضا و جوارح و قلب و چشم و سر و صورت ما شلیک می شود.

تصورات ما شلیک های بی امان مغز به قلب موجودیت ماست. با هر شلیکی، دچار آسیبی می شویم.

در صورتی که گلوله به ما اصابت نکند، دست کم دچار ترس می شویم و صدای غرش و صفیر گلوله ما را دخار خوف و وحشت می کند. این کمترین آسیب یک گلوله شلیک شده است. اما در صورتی که از گلوله های شلیک شده، یک یا چند گلوله به هدف اصابت کند که ما هستیم و تن و روان ما، بی تردید بسته به جای اصابت و نوع و عمق اصابت، دچار زخم و جراحت شده، دچار خونریزی درونی و داخلی خواهیم شد.

حقیقت این است که اضطرابها، کوچک یا بزرگ، خون ریزی های ذهن ما و روح ماست که در درون می ماند، عفونت می کند و به زخم تبدیل می شود.

اضطراب ها از بیرون نمی آیند، بلکه از درون می جوشند.اضطراب ها، با تصورات می آیند.

هر تصور تلخی که می کنیم، در تصور ما لانه می کند و سپس با بزرگ شدن، مبدل به «افسردگی» می شود و آنگاه تصدیقات و احکام جزئی و کلی ما را می سازد.

آری، هرکس که شکست می خورد، از تصورش شکست می خورد و سپس تصورش، به دست خودش و در خودش تصدیق می گردد.

آنچه در رگهای انسان جاری است، خون نیست، اندیشه و فکر و خیال است. این خیال شما و فکر شماست که خون شما را راه می برد. این تصورات ذهنی ماست که به ما شکل می دهد.

اغراق نیست اگر بگویم رنگ خون شما را ذهنیات شما تعیین می کند.

 

شکست نخوریم. برای شکست نخوردن کافی است اجازه ندهیم تصوراتمان ما را به شکست بکشانند.

اجازه ندهیم تصوراتمان با الفبایی از شکست و تلخی و اندوهی و حرمان، تصدیقات ما را به نابودی بکشند.

دندان درد شما زمانی شروع می شود که ناراحت هستید. همه دردها چنین اند. کافی است ناراحت شوید. ناراحتی ضعف را در شما قوی می کند تا لشکر درد و غم بر شما بتازند.

ارسال دیدگاه

دیدگاه‌ها


شما اولین دیدگاه را برای ما ارسال کنید. حتما خوشحال خواهیم شد.