مردم‌شناسی

مردم‌شناسی

طرح این ادعا به نظر دشوار می‌آید که بگوییم: بخش اصلی فرهنگ ایران درجایی دور از «دین» و «ادبیات»  و «فلسفه» و «اخلاق» و «علم» و «اندیشه»، در محدوده‌ای ناشناخته، پیرامون «زن ایرانی» سامان گرفته است.

برای اثبات این مسئله نیازمند مقدماتی هستیم که باید با دقت مطرح شود.

اصولاً ایران جامعه‌ای است خانواده محور و از این رهگذر جامعه‌ای است زن محور. محوریت زن در جامعه ایرانی محل تردید نیست. این محوریت پیش‌ازاین، در طول تاریخ، در «مادر» تجلی می‌کرد و اکنون در «زن» متجلی است. البته هر زنی در جامعه خانواده محور روزی مادر می‌شود. مادر شدن مسیری است که هر زن ایرانی به‌طور طبیعی در جامعه‌ای مثل ایران  می‌کند. آنچه تردیدی در آن نیست محوریت زن در جامعه ایران از گذشته تا امروز است، برخلاف ظاهر جامعه که مردسالار می‌نماید. زیرا مردسالاری ایرانی یا ایران مردسالار، حکومت زنانه نقش بسته است و باطن مردسالاری در جامعه خانواده محور چیزی جز زن‌سالاری نمی‌تواند باشد گاه به‌صورت سلبی، گاه به‌صورت ایجابی. قدر مسلم این است که تأثیر اصلی را زنان می‌گذارند وزن‌اند که تعیین می‌کنند و ازآنچه تعیین‌کننده‌اش خودشان‌اند، پیروی می‌کنند.

به دلیل دشواری دسترسی به روح زن ایرانی هیچ مورخ و هیچ جامعه‌شناس و هیچ فیلسوفی اعم از داخلی و خارجی نتوانسته است به جایگاه ویژه زن ایرانی توجه بیابد و سخنی درباره آن بر زبان بیاورد. ایران کشوری است بر پایه زن ایرانی و زن ایرانی معمایی نیست که به‌آسانی گشوده شود. تاریخ در برابر این معمای ناگشوده تن به تسلیم داده و زانوی حیرت بر زمین زده است. آنکه نگهبان نامریی همه ابعاد و اضلاع ایران بوده خوب می‌دانسته و می‌داند که حکم و حکومت و سیطره‌اش را چگونه حفظ کند و با چه ظهوری چه حضوری داشته باشد و چه نقشی ایفا کند و چگونه ایفا کند.

دراین‌بین، طبیعت ایران هم به کمک زن ایرانی آمده است و مهم‌تر از این، طبیعت خود اوست که این امکان را به وی داده است که صاحب جایگاه تاریخی ویژه‌ای باشد که باگذشت زمان باتجربه آمیخته‌شده و امروزه با «هنر» و «تخصص» و «هوشمندی» هم اندوده شده است. شاید بتوان گفت به لحاظ هوشمندی زن ایرانی نمونه‌ای است نادر که کمتر مردی می‌تواند به اعماق و اکراه آن راه ببرد.

می‌توانم بگویم زن ایرانی هوش را درگذر زمان به خصلتی از خصلت‌های خودش مبدل کرده است. این امکان با بهره‌مندی دقیق از خصلت‌های خدادادی‌اش برای او همیشه مهیا بوده است و البته با شناخت نوع و نحوه مرد ایرانی و اداره او حصول تاریخی یافته است. ایران را باید کشور زن ایرانی دانست و زن ایرانی را ایرانی‌ترین عنصر و مؤلفه ایران با مختصات خودش. مؤثر اما نامریی، قاطع اما بدون شمشیر.  برنده اما نرم. تعیین‌کننده اما باسیاستی پوشیده و پنهان و غیرعلنی.  هیچ نیرویی روی مرد ایرانی مؤثرتر از زن ایرانی نبوده است. اگر بگوییم مرد ایرانی اصلی‌ترین دست‌پخت زن ایرانی است، خطا نگفته‌ایم. از گذشته تا امروز اصلی‌ترین سرمایه و سرمایه‌گذاری زن ایرانی روی مرد ایرانی بوده است.  زن ایرانی با مهار مرد ایرانی بزرگ‌ترین هنر خودش را به نمایش گذاشته است. مرد ایرانی حاصل و محصول زن ایرانی است. دست‌پرورده او، دست آموخته او و برآمده و برکشیده او، از ابتدا تا انتها.

زن ایرانی با مظلومیت بیگانه بوده است.  زنان در طول تاریخ شیوه‌ها و شگردهایی داشته‌اند که با آن‌ها همیشه از مظلوم واقع‌شدنش جلوگیری می‌کرده‌اند. البته ممکن است درجایی واقعاً مظلومیتی بوده باشد که به نظر می‌رسد خودخواسته یا موقت و محدود بوده و در کوتاه‌ترین زمان ممکن جبران می‌شده است. وقتی مرد ایرانی در دایره قدرت و نفوذ زن ایرانی بوده، چه امکانی برای ظلم بوده تا مظلومیت روی بدهد؟ به نظر می‌رسد مظلوم واقع‌شدن زن ایرانی افسانه‌ای بیش نیست.

جان کلام اینکه زن ایرانی، زنی ویژه و منحصربه‌فرد است. از گذشته تا امروز. دیروز به‌گونه‌ای منحصربه‌فرد بود و نقش‌های ویژه‌ای‌ها می‌کرد، امروز هم به‌گونه‌ای. آن‌ها از طریق خانواده بر مرد سیطره داشته‌اند و از طریق مردها بر جامعه سیطره یافته‌اند. پس با قاطعیت می‌توان گفت: حاکمان واقعی ایران در هر دوره از حاکمیت، زنان بوده‌اند.

زن ایرانی به‌حسب ظاهر مستقل نبوده و استقلال نداشته اما این ظاهر ماجراست. درواقع و در عمل، زنان بیش از مرد ایرانی استقلال داشته‌اند و اصلاً استقلال مرد هم در اختیار زن ایرانی بوده است و این از عجایب تاریخ است که کسی مستقل نباشد اما از مستقل‌ها مستقل‌تر باشد. بخشی پیچیده و رازواره تاریخ ایران از همین‌جا نشات می‌گیرد و درمجموع به زن ایرانی بازمی‌گردد.

کسی که به این راز پی نبرده باشد، چگونه می‌تواند به تاریخ ایران راه پیدا کند و به آن وقوف داشته باشد؟

زن ایرانی را کسی جز مرد ایرانی نمی‌شناسد و نمی‌تواند بشناسد. بنابراین، طبیعی است که مرد ایرانی بیشترین شناخت را از زن ایرانی داشته باشد.  درواقع مرد ایرانی مخزن اسرار زن ایرانی است هرچند هرگز امکان گفتگو درباره زن ایرانی که خواهر یا مادر یا همسر یا دختر اوست،  نداشته است. به همین جهت، در طول تاریخ هیچ آگاهی درباره زن ایرانی صورت نگرفته و سخن معین و مشخصی درباره زن ایرانی به زبان نیامده است. علت این امر چیزی جز ممنوعیت و محدودیت ایجادشده به‌وسیله زن ایرانی نمی‌تواند باشد. مرد ایرانی، نه اجازه داشته و نه امکان که درباره آنچه می‌دیده و می‌دانسته و می‌شناخته حرفی بر زبان بیاورد. به همین جهت هیچ روشنایی درباره زن ایرانی توسط مرد ایرانی صورت نگرفته و اصولاً نمی‌توانسته هم‌شکل بگیرد و طبیعتاً اطلاعات هر چه بوده، درگذر زمان بدون جمع‌بندی و شکل‌گیری زیر خاک رفته است. جنبه‌های عاطفی و رازداری و خانواده‌داری را در کنار عوامل بی‌شمار دیگر در این موضوع باید دخیل دانست.

درمجموع نتیجه یک‌کلام بیش نیست: ناشناخته بودن زن ایرانی و در دست نبودن هیچ اطلاعات و معلومات منسجمی درباره او از طرف کسی که می‌توانست دراین‌باره سخنی بر زبان بیاورد. به همین جهت زن ایرانی ناشناخته‌ترین زن جهان به لحاظ تاریخی است . معمایی است که در طول زمان شکل‌گرفته و هیچ راهی برای کشف و انکشاف آن وجود نداشته است. شگفت آنکه بسیاری از زنان ایرانی برای خودشان هم حالت معما دارند و برخی از اوصاف آن‌ها چنان خاص است که خودشان هم طبق اظهار خودشان نمی‌دانند و نمی‌شناسند.

یکی از ویژگی‌های قابل‌تشخیص زن ایرانی این بوده که از هر چیزی دقیق‌ترین و بهترین استفاده را برای رسیدن به خواست و مطلوب خود انجام داده است، از ازدواج تا طلاق. از عروسی تا عزا همه‌چیز برای زن ایرانی موقعیتی بوده است تا خود را به هدف‌های کوچک و بزرگی که داشته نزدیک کند و آنچه را که مطلوبش بوده به انجام برساند. در این چشم‌انداز اصولاً چیزی از چشم زن ایرانی غایب نبوده و او هیچ لحظه‌ای، هیچ‌چیزی را نادیده نگرفته و به حال خود رها نکرده است. زن ایرانی اهمیت لحظه‌ها و موقعیت‌ها را بیش از همتایان شرقی و غربی خود می‌دانسته و برای بهره‌مندی از لحظه‌ها و موقعیت‌ها، دقیق‌ترین برنامه‌ریزی را داشته است.  به همین جهت با آمادگی کامل روی ریل زندگی حرکت کرده و نسبت به هر موقعیتی آمادگی نسبی داشته و عکس‌العمل‌هایش غالباً از پیش معلوم و معین بوده است. به این نکته توجه زیاید باید داشت که هیچ موقعیتی برای زن ایرانی بی‌معنی نبوده است. همچنان که هیچ‌چیزی برایش معمولی نبوده است. بی‌جهت نیست که در هر شرایطی از کنار هیچ‌چیزی به‌سادگی نمی‌گذرد و پیش نمی‌آید که به چیزی بی‌اعتنایی از خود نشان ندهد.  اگر هم در مواردی چیزی از دایره توجه و اعتنای او خارج بوده حتماً دلیل داشته و حتماً به شکلی شدید و جدی جبران شده است. به‌گونه‌ای که نسبت به آن موضوع با حساسیت بیشتر درصحنه حاضر بوده است. یا هم خودخواسته بوده است.

در کار زن ایرانی «صدفه» و «تصادف» نه راه دارد نه معنی. همه‌چیز در جهان او، حتی‌الامکان به‌طور دقیق و با حساب‌شدگی کامل حضور دارد. «بزرگ‌ترین و دقیق‌ترین اندازه‌گیری‌ها برای کوچک‌ترین چیزها و مسائل» کوتاه‌ترین عبارتی است که می‌توان به کاربرد. بخشی از مردهای ایرانی این نکات را می‌دانند و می‌شناسند اما بسیاری دیگر نمی‌دانند.

هنر زن ایرانی در طول تاریخ این بوده که خواسته‌اش را به دست مرد و مردها اجرا کرده است. در طول تاریخ مسئله چنین بوده است. حسن این شیوه این بوده که هیچ مسئولیتی متوجه زنان نمی‌کرده چون آن‌ها در پشت پرده بوده‌اند و کارها را از همان‌جا پیش برده‌اند. این سیستم به‌صورت کامل از دیروز به امروز منتقل‌شده و امروز هم مثل گذشته و مثل دیروز جاری است البته با اضافاتی جدید که بهره زنان از جهان جدید و بهره‌گیری آن‌ها از غرب و پیشروی‌شان برای فتح سنگرهای جدید است. آنچه این حق را برای آن‌ها محفوظ داشته و می‌دارد، نبودن و عدم حضور مستقیم در میدان بوده است. چون در ظاهر نبوده‌اند این حق را برای خودشان قائل بوده‌اند که طلب داشته باشند و مطالبه گر باشند. نیز می‌توانستند مسئولیت مشکلات را به گردن مردها بیندازند هرچند به‌تازگی با ظهور و حضور نقشی را که در طول  تاریخ داشته‌اند برعهده‌گرفته‌اند و  جلو می‌برند.

اصلاً یک عامل کوتاه‌مدت بودن جامعه ایرانی همین است که جامعه‌ای است زنانه و به نظر می‌رسد زنان در مقایسه با مردان کوتاه‌مدت‌اند و دست‌کم تشخیصشان این بوده که به دلایل مختلف کوتاه‌مدت فکر کنند. خصلت وجودی زنان کوتاه‌مدت اندیشی است و تأمین خواست‌ها و نیازها به‌صورت آنی، بدون تفکر به دور و دوردست‌ها. این خصلت از سیطره زنان بر متن خانواده، به متن جامعه منتقل‌شده و عجالتاً جامعه ایرانی را کوتاه‌مدت کرده است که محل بحث آن اینجا نیست.

به یک اعتبار زن ایرانی، زنی معمولی نیست بلکه ویژه است زن‌ترین زن تاریخ است. می‌توان این نکته را هم اضافه کرد که  مرد آن است که از گردنه زن ایرانی عبور کند اما عبور از گردنه زن ایرانی دشوارترین کار جهان و در بسیاری از موارد محال است.

کوتاه‌سخن اینکه جامعه ایرانی یکی از زن محورترین جوامع امروز است. علاوه بر امروز، دیروز ایران هم جامعه‌ای است زنانه و زن محور. البته بین این جامعه و آن جامعه یا نفوذ دیروز زن و نفوذ امروز زن تفاوت بسیار است. ولی در هر دو جامعه نقش اصلی با زن بوده است و جالب اینکه زن در هیچ‌کدام هم مسئولیت نپذیرفته و در هیچ‌کدام هم پاسخگو نبوده است. او هر زمان هم که شرایط اقتضا کرده قواعد بازی را به هم زده و در هر دوره‌ای شیوه و خواست و منش و سبک خودش را به مرد ایرانی تحمیل کرده است. این سرشت جامعه خانواده محور است و ازآن‌رو که خانواده بر محور زن است، طبیعی است که از رهگذر خانواده زن بر سریر سلطنت بنشیند و خواست‌های خود را مستقیم یا غیرمستقیم به جامعه تحمیل کند و نتایجش را تحویل بگیرد.

تفوق زنان بر مردان که با ازدواج و عشق ممکن شده بود، در شرایط فعلی با همین دو اهرم ادامه دارد، جز اینکه به‌تازگی تغییرها و ضعف‌هایی را تجربه کرده است.

در این میان عبور جامعه از خانواده تهدیدی تازه است که بیش از هرکس و هر چیز زنان را تهدید می‌کند و تهدیدی جدی است بر نفوذ و سیطره تاریخی آن‌ها. گذر از خانواده تا امروز به مدد هوشمندی زنان ایرانی توفیق چندانی نداشته و در مرحله‌ای از حرکت خودش متوقف‌شده و ایستا مانده است. آنچه می‌تواند در این ساحت بسیار تعیین‌کننده باشد مسائل اقتصادی است. حقیقت این است که در دوره‌های گذشته آنچه موجب ثبات و تثبیت خانواده بوده و زن را به محور خانواده و سپس جامعه تبدیل می‌کرد، بیش از هر چیزی و بیش از هوشمندی‌های گوناگون زن ایرانی و بهره‌گیری درست و کامل او از همه ابزارهای زنانه و مردانه،  امکان‌های اقتصادی بود. اکنون امکان‌های اقتصادی دیگر مثل گذشته نیست و خواه‌ناخواه  تفاوت‌هایی را تجربه کرده است. باید دید که در شرایط تازه چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا زن ایرانی خواهد توانست در شرایطی که زمین و زمینه عوض‌شده است توان همیشگی خودش را حفظ کند و آیا خواهد توانست باوجود شرایط اقتصادی تازه همچنان حکمرانی خود را حفظ کند؟

زن ایرانی در بیرون از خانواده امکان نشو و نما ندارد. او بیرون از خانواده فاقد کارکرد تاریخی خودش است. به همین جهت نزاع تازه‌ای شکل‌گرفته است دقیقاً در این فضا که زن در بیرون از چارچوب خانواده چه خصلتی دارد و چه نقشی می‌تواند ایفا کند. به نظر می‌رسد زن ایرانی با تمام قدرت و قابلیت در حال آزمودن خودش در این عرصه تازه است. این نبرد اعلام‌نشده به‌صورت قوی و قاطع در جریان است و شکست و پیروزی آن و نتیجه‌ای که بر جای خواهد گذاشت، تعیین‌کننده آینده حیاتی زن ایرانی خواهد بود و خود ایران.

آنچه گفتیم، عمدتاً ناظر به «زن ایرانی درگذشته» یا «زن ایرانی در طول تاریخ» بود. اما باید اضافه کنیم  تمام ویژگی‌های تاریخی زن یکجا در زن ایرانی امروز هم وجود دارد.  در این میان دور باطلی وجود دارد که حاصل و محصولی چیزی جز قربانی ندارد:  ایران قربانی مرد ایرانی است و مرد ایرانی قربانی زن ایرانی است و زن ایرانی قربانی چیزی به نام تاریخ.